صرفه جویی از دیدگاه قرآن

صرفه جویی از دیدگاه قرآن ۱۳۹۷-۷-۱۴ ۱۵:۳۸:۵۲ +۰۰:۰۰

 با بررسي مجموعه آيات الهي در قرآن مي توان حضور آب را در كلام خداوند توأم با تقسيماتي دانست. در ابتدا توجه به منابع آب ، جدي ترين بحث است. اين كه خداوند بارها تأمين آب براي ساكنان كره خاك را اجري الهي و قدسي معرفي مي كند و به منابع اوليه و ثانويه آن اشاره مي فرمايد :

  • نزول آب هاي آسماني و استقرار آن در زمين ، اولين تذكر خداوند به پديده آب است، آنگاه منابع زميني آب مورد توجه قرار مي گيرد و به حساسيت و جايگاه آن اشاره مي شود. پس از اين بخش قرآن به منابع و كاركردهاي آب بارها تذكر مي دهد و شيوه هاي شاكرانه بهره برداري از آب و منابع آبي را به عنوان مواهب فاخر خداوندي به آدميان گوشزد مي نمايد.

  • نقش آب در شريعت وامور ديني ، بخش ديگري از آيات قرآن را شكل داده است؛ ضرورت آب در طهارت كه طاهرترين و پاكيزه ترين عناصر خلقت مي باشد و ارتباط آن با عبادات بسيار قابل توجه است.

  • پاره ديگري از آيات قرآن كريم حاوي ذكر صفات آب در قرآن است. مبارك بودن آب و ديگر صفات آن راهنماي راهيابي به كيفيت مقبول اين عامل حيات است.

  • تشبيهات آب در كلام الهي نيز قسمت ديگري از مباحث آب در قرآن را شامل مي شود. در پايان از جلوه آب در سراي جاودان نيز نمي توان غافل شد وبايد حضور آب در بهشت و دوزخ را نيز به تماشا نشست؛ اما اولين بحث ، شناخت و ياد آوري منابع آب در قرآن است. اين منابع گاه آسماني و گاه زميني هستند. به تعبيري ديگر، آب گاه منابع اوليه دارد و گاه منابع ثانويه ، نزولات آسماني و پديده ابر وباد و باران و خزائن آسمان در قرآن به عنوان منابع اوليه آب معرفي مي شود كه شرح آ» بازگو مي گردد:

در قرآن كرم بيش از بيست مورد جنين جمله اي را مي خوانيم : ( انزل من السماء ماء) : (آب را از آسمان فرو فرستاد) يا (انزلنا من السماء ماء) (آب در بخش هاي مختلف اشاره مي شود؛ مانند آيات زير :

(و از آسمان ، آبي به اندازه معين نازل كرديم ؛ و آن را در زمين (در جايگاه مخصوصي) ساكن نموديم ؛ و ما بر از بين بردن آن كاملاً قادريم.

در اين گونه آيات خداوند آسمان را به عنوان منشأ اوليه حصول و تأمين آب براي زمين معرفي مي كند و عمل فرو آوردن آب از آسمان را از جمله افعال خود بر مي شمارد.

براي آشنايي و آگاهي بيشتر با اين گونه آيات قرآن ، شناخت چند واژه و لغت ضروري به نظر مي رسد.

  • ابتدا به كلمه (انزل) اشاره مي شود؛ اين كلمه از ماده نزول و فعل (نزل) گرفته شده است. ماده نزول به معناي (الانحطاط من علو) (از بلندي به زير آمدن ، است) در اتعمالات و كلام عرب چنين گفته مي شود: (نزل عن دابته) ؛ (از مركبش به زير آمد.) البته نزول گاه حسي و مادي است؛ مانند نزول از مركب وگاه نزول معنوي و مقامي است ؛ مانند نزول از مقام رياست و امثال آن.

  • (سماء) كلمه سماء در لغت به معناي (كل ماعلاك) مي باشد. يعني : (هر آنچه بالاي سر است) و يا بالاي هر چيزي را سماء آن مي گويند. سماء و آسمان نيز گاه حسي است و ملموس و گاه مراد از بلندي و سماء بلندي غير مرئي و غير ملموس است.

كلمه انزال در قرآن جايگاه ويژه اي دارد. اولين جايي كه اين واژه مورد استفاده قرار گرفته است، در خصوص خود قرآن مي باشد:

(انا انزلناه في ليله القدر)    (ما آ» (= قرآن ‎) را در شب قدر نازل كرديم.)

در اين دسته از آيات قرآن عموماً و بعد از ذكر اين نكته كه آب عطيه و نعمت فرو فرستاده الهي است ، كلمه (من السماء) وجود دارد كه بايد در فهم آن تأمل بيشتري مبذول شود. اين كلمه بيانگر اين حقيقت است كه منبع اوليه آب براي بشر دست نايافتني و دور از دست و تصرف انسان ها مي باشد، بر خلاف پاره اي از مسائل مادي ديگر كه انسان هر چند في الجمله در آن نقشي دارد، آب امري است كه درباره سر منشأ اوليه آن بايد گفت : (دست ما كوتاه و خرما بر نخيل) ، با اين تعبير بيش از بيش به حساسيت و جايگاه رفيع آب واقف مي گرديم.

نكته ديگري كه از تعبير (من السماء) در اين آيات استفاده مي شود، اين كه در معناي كلمه سماء فوقيت و بلندي و بالايي ديده مي شود. خداوند با توجه به اين معناي سماء ، به نوعي مسير عمومي حركت آب را نيز تعيين مي فرمايد و هدايت و حركت جريان آب از بلندي هاي زمين به سوي مناطق پست را متذكر مي شود و بالاخره سرچشمه رودهاي بزرگ ؛ كوه هاي مرتفع زمين بوده و نهايت و منتهاي آن ، درياها و حوزه هاي آبريز كم ارتفاع و پست زمين مي باشد.

در ميان اين نوع آيات ، آيه شريفه سوره مؤمنون علاوه بر اشاره به اين سر منشأ ، لطايفي را نيز در ير دارد:

(و انزلنا من السماء ما بقدر فأسكناه في الارض و انا علي ذهاب به لقادرون)

و از آسمان. آبي به اندازة معين نازل كرديم؛ و آن را در زمين ( در جايگاه مخصوصي) ساكن نمودمي ؛ و ما بر از بين بردن آن كاملاً قادريم.

البته خداوند در پايان آيه نيز هشدار مي دهد كه او بر از بين بردن آب و پايان بخشيدن به اين مايه حيات بخش توانايي دارد كه ساده ترين شكل نابودي و انهدام آب در روي زمين شكستن پيوند شيميايي آن H2O است. خداوندي كه خود اين خاصيت تركيب را عطا نموده است، اگر بخواهد ميتواند اين قابليت را سلب نمايد، آنگاه بزرگترين فاجعه شكل مي گيرد كه برابر با انهدام زمين است.

به هر حال علاوه بر اين ، آيه شريفه به بهره برداري صحيح از آب نيز اشاره اي دارد كه از مقوله شكر نعمت خواهد بود.

در دسته ديگري از آيات قرآن كه در راستاي معرفي منابع آب مي باشد، خداوند به واسطه هاي آسماني نزول آب يعني ابرها اشاره مي كند و جايگاه و نقش ابر و باد را متذكر مي شود.

در این نوع آیات خداوند به جايگاه رفيع باد و نقش حساس آن در تحولات آب و هوايي زمين اشاره  مي نمايد. در اين آيه نيز مراد از رحمت الهي دست يافتن به منابع آب آسماني و برخورداري از نزولات جوي است ، آنگاه در ادامه آيه به سحاب اشاره مي شود. كلمه سحاب كه نام ابر است بدين جهت به اين پديده اطلاق مي شود كه مدام در حال حركت است، زيرا (سحب) به معناي حركت و كشيده شدن از سويي به سويي است و توصيف سحاب به (ثقال) اشاره به حجم بسيار سنگيني از آب است كه توده هاي ابر توسط باد اين حجم و وزن سنگين را به سهولت جابجا مي نمايند كه امكان جابجايي اين حجم گسترده از آب براي انسان ميسور نيست.

كلمه معصرات كه به ابرها گفته مي شود به لحاظ آن حالت اسفنجي شكل ابرها است، كه با عمل فشردن تخليه گرديده و بار سنگين خود را به امر حق فرو مي ريزند.

در جايي ديگر خداوند به قابليت شرب آب حاصل از ابر اشاره مي كند و چنين مي فرمايد:

أفرايتم الماء الذي تشربون أأنتم أنزلتموه من المزن أم نحن المنزلون

(آيا به آبي كه مي نوشيد انديشيده ايد؟ آيا شما آن را از ابر نازل كرده ايد يا ما نازل مي كنيم ؟

كلمه (مزن) به معناي ابر است. ابر داراي حركت را مزن مي گويند. در اين جا خداوند از سويي به قابليت شرب نزولات جوي اشاره دارد و از سوي ديگر منبع آب شرب را نيز همين سر منشأ مي داند.

در آيه اي ديگر از كلام الهي ، خداوند ضمن اشاره به پيوند و همكاري باد، ابرو آب، نكته ظريفي را درباره بادها تذكر داده است.

پس از بررسي نزولات آسمان و استقرار آن در زمين بزرگترين ذخائر سطحي آب كره زمين درياها و اقيانوس ها مي باشند كه حجم وسيعي از آب را در بر دارند؛ اقيانوس ها و درياها سطحي برابر با سيصد و شصت و يك ميليون كيلومتر مربع را دارا مي باشند كه معادل هفتاد و يك درصد سطح كره زمين است و حجم اين مجموعه عظيم نزديك به هزار و سيصد و هفتاد ميليون كيلومتر مكعب بر آورد شده است. خداوند در آيات قرآن بارها به اين ذخائر عظيم تحت عنوان و كلمه بحر اشاره نموده است.

(بحر) به معناي محيط آبي گسترده و وسيع است و اساساً در مفهوم كلمه بحر وسعت و فراوني قرار دارد. بدين جهت به كساني كه بهره فراواني از علم و دانش دارند، بحر العلوم مي گويند.

خداوند در قرآن چهل مرتبه كلمه بحر و اشتقاقات آن را به كار برده و اذهان بشري را متوجه اين پديده موثر و عظيم نموده و به سوي آن سوق داده است. در جامعترين اين موارد خداوند طي تقسيم بندي منظمي به منافع سه گانه از مجموع فوائد و آثار درياها اشاره مي نمايد.

متخصصان و اهل فن، كارشناسان و نظريه پردازان آموزش همگاني مطالب بس غني و ارزنده اي از كم و كيف مصرف آب مطرح نموده و به بحث و بررسي گذاشته اند. اين بار قصد آن داريم درباره آب، اين راز خلقت با زبان همگان به سلاست قرآن و عرفان تشريح و تبيين كنيم. آنچه تاكنون بيان شده است اينكه آب مايه حيات است، كم مصرف كنيد، هدر ندهيد،اسراف نكنيد، و …. اما آب اين زلال طبيعت، به راستي حقيقتي ديگر دارد و آن اينكه آب آئينه حق است. روح از عالم ملكوت، حباب است و حباب از آب. آب ابر است و مادرش توده اي فشرده از بخار، مي زايد وبار مي دهد تا طبيعت الهي پر از فروغ و نشاط گردد.

باران همان نعمت ارزنده خداست و موجودات زنده به آنند. و از باروري همان توده هاي فرح انگيز متولد مي شوند كران تا كران، اقيانوس ها، درياها، رودها وآبهاي زيرزميني.

تاكنون پرسيده ايد؟ چرا آب با محمد(ص) علي(ع) فاطمه(س) حسن و حسين(ع) و رشيد مرشدان ابوالفضل العباس(ع) ارتباط تنگاتنگي دارد؟ و راز خلقت چيست؟

پيغمبر، هموست كه با نزول آيه كوثر،علي، اين لنگر زمين و آسمان را ساقي كوثر ناميد و فاطمة مرضيه موصوف به بانوي كوثر شد.

پاس بداريم آب را كه ساقي كوثر، آب را مهرية بانوي كوثر قرار داد.

وبه مردم بگوئيم آب، ارزنده بودنش از آن است كه علي(ع) آن را برمهرية زهراي اطهر(س) قرار داد به واسطة مهر وصفا، لطف و بقاء، آرام جان و مظهر كون ومكان.

به مردم بگوئيم بر ارزشهاي عرف و شريعت پس چه ارجي مي نهي كه از اسوة آدم و آدميان روگرداني!

كل شيءحي من الماء

همه مخلوقات به آب زنده اند

آب كه از بلنداي مهر و محبت جاري است روشنايي و صفا به ارمغان مي آورد. از عناصر چهارگانه زمين و آسمان است، مي خرامد، مي طراود و گاه به دست دون صفتان آلوده مي شود.

بشنويد كه مولوي در ركاب شمس در راه عشق پاي برآب نهاد، به ذكر يا علي، ازسطح آن گذركرد و گذشت.

راه طلب پويم ترا                             درهر كجا جويم ترا

و كفه هاي ترازوي حق، حسن و حسين(ع) به شاهين ابوالفضل العباس، به دست هاي دون صفتان، كوزه زهرآگين آب را حسن بركشيد و حسين در كنار شط العرب دور از آب جان به جان آفرين گفت و عباس، آن كاشف الكرب به دستان افتاده،مشك بر لب گرفته شاهين حق را استوار داشت.

آري،

آب راز خلقت است .

همانگونه كه اشاره كرديم از برخي آيات شريفه قرآن مجيد چنين استفاده مي شود كه آب، ما در پديده هاي عالم است. بدين معنا كه خداوند متعال اصل و قوام موجودات جهان هستي را بر آب قرار داده است.

آياتي كه به طريقي در آنها از آب صحبت شده عبارتند از : سوره نحل آيات 10، 11، 15و 65، ق آيه 9، نمل آيه 60 ، عنكبوت آيه63، روم آيه 24، مرسلات آيه 27، اعراف آيه57، يونس آيه 24، هود آيه 7، ابراهيم آيه32، حجر آيه 22، بقره آيه 164، فصلت آيه39، زخرف آيه11، كهف آيه45، طه آيه 53، حج آيه 5، حج آيه 63، مومنون آيه 18، اعراف آيه 50، نباء آيه 20، فاطر آيه 27، زمر آيه 21، انبياء آيه 30، ملك آيه 30، نور آيه 45، فرقان آيات 48، 53 و 54، مرسلات آيه20، طارق آيه 6، انفال آيه 11، انعام آيه 99، نباء آيه 14، قمر آيه 11، واقعه آيات 30، 31 و 68، شوري آيه 28.