آب مجازی

آب مجازی ۱۳۹۷-۱۱-۶ ۱۵:۱۵:۴۸ +۰۰:۰۰

رَدپاي آب در مصارف شخصي، تجاري و ملي به صورت حجم کل آب شيرين مصرف شده توسط آنها است. ردپاي آب معمولاً به صورت حجم آب مصرفي در سال بيان ميشود. از آنجايي که تمام کالاهايي که دريک کشور استفاده ميشوند حتماً، در همان کشور نيز ساخته نشدهاند، رَدپاي آب شامل دو قسمت ميباشد: استفاده از منابع آب محلي و استفاده از منابع آبي خارجي، رَدپاي آب شامل آبهاي سطحي و زيرزميني و همچنين استفاده از خاک (در محصولات کشاورزي) مي‌شود.

آب مجازي آبي است که در ساخت کالاها استفاده شده است. ساخت کالاها وارائه خدمات نياز به آب دارد: آبي که براي ساخت و تهيه محصولات کشاورزي و صنعتي به کار ميرود، آب مجازي آن محصول ناميده ميشود.

انسانها علاوه بر مصرف مستقيم آب، از طريق تغذيه موادغذايي، ميوهجات و حتي استفاده ازخدمات وكالا، آب مصرف ميكنندكه مقدار آن، به طور متوسط حدود3400 ليتر در روز به ازاي هر نفر درجهان است كه در محاسبات سرانه مصرف آب، كمتر مورد توجه قرار گرفته و از آن به عنوان آب مجازي نام برده ميشود. به عبارتي ديگر آب مجازي مقدار آبي است كه يك كالا و يا يك فرآورده كشاورزي طي فرآيند توليد مصرف ميكند تا به مرحلهي تكامل برسد و مقدار آن معادل جمع كل آب مصرفي در مراحل مختلف زنجيره توليد از لحظه شروع تا پايان ميباشد. مثلاً براي توليد يك كيلوگرم گندم 1300 ليتر آب مصرف ميشود. صفت مجازي در اين تعريف بدان معني است كه بخش عمدهي آب مصرف شده طي فرآيند توليد در محصول نهايي وجود فيزيكي ندارد و در حقيقت بخش بسيار ناچيزي از آب مصرفي در پايان به عنوان آب واقعي در محصول باقي ميماند. نكته مهم اينكه صفت مجازي به معناي غيرواقعي نيست بلكه آب مجازي، آب كاملاً واقعي است كه پيشتر مصرف شده است. درجدول شماره 1-4 آب مجازي مصرف شده براي توليد مقدار مشخصي از محصولات آورده شده است.

شرايط اقليمي و فرهنگي، مكان توليد، فنآوريهاي بكار رفته و ساير عوامل اجتماعي و اقتصادي، مديريت و برنامهريزي، همه در ميزان و حجم آب مجازي كالا موثرند و مقدار آن در مورد يك كالا در مناطق مختلف جهان متفاوت است.

 

«آب مجازي» و «بهره وري آب » نسبت به هم رابطه معكوس دارند. طبق تعريف، بهرهوري آب عبارت از مقدار محصول توليد شده از واحد حجم آب ميباشد (بهطور مثال از يك مترمكعب آب چقدر سيب زميني توليد ميشود) و واحد آن معمولاً كيلوگرم بر مترمكعب تعريف ميشود. در صورتي كه آب مجازي، مقدار آب مصرف شده براي توليد مقدار معيني محصول را مورد توجه قرار ميدهد و واحد آن ليتر بركيلوگرم (يا مترمكعب بركيلوگرم) است. به عبارت ديگر در بهره‌وري تأكيد بر مقدار توليد از آب، و در آب مجازي بر عكس، تأكيد بر مقدار آب (مصرف شده) در توليد محصول ميباشد، بنابراين با افزايش بهرهوري آب، مقدار آب مجازي در محصول يا كالاي مورد نظر كاهش خواهد يافت و برعكس (شكل شماره1-4).

در شكل شماره1-5 مراحل توليد يك فرآورده كشاورزي يا صنعتي از مرحله اوليه توليد، تا مرحله عرضه به بازار و دفع مواد و بازيافت آن و در نهايت افزايش تجمعي آب مصرفي (آب مجازي) را به صورت شماتيك، نشان ميدهد.

در فرآيند توليد يك كالا، يا يك محصول ممكن است منابع مختلف آب، نظير آب زيرزميني، آب سطحي، چشمهها، آب باران، پسابها و غيره بكار گرفته شدند، كه در آن صورت نوع منبع تأمين ميتواند در تحليل آب مجازي نقش به سزايي داشته باشد.

شاخصي براي تعيين ميزان مصرف واقعي آب درسال2002 توسط آرجن هوكسترا تحت عنوان آبرانه اعلام شد. آبرانه شاخصي است كه به كمك آن ميتوان ميزان آب مصرف شده به صورت مستقيم و غيرمستقيم توسط افراد يك خانواده، يك شركت، شهر، منطقه يا يك كشور را محاسبه و تحليل كرد. همچنين آبرانه امكان رونديابي و ارزيابي مقدار مبادلات داخلي و يا خارجي (بينالمللي) آب مجازي را فراهم ميسازد.

عليرغم اينكه استاندارد سرانه مصرف آب در كشورهاي مختلف جهان، از حدود90 تا200 ليتر در روز متفاوت است، ولي واقعيت امر نشان دهنده مصرف آب بيش از استانداردهاي تعريف شده در هر كشور ميباشد. هر فرد در طول شبانهروز به صورت مستقيم و غيرمستقيم آب مصرف ميكند. انسانها علاوه بر مصرف مستقيم آب كه شامل شرب، استحمام، پخت و پز، شستشو، بهداشت و غيره ميباشد به صورت غيرمستقيم نيز از طريق تغذيه و استفاده از وسايل و خدمات حجم زيادي آب مصرف ميكنند. در حقيقت در روش غيرمستقيم، آب مجازي ميوه، موادغذايي و غيره كه در فرآيند توليد آنها آب مصرف شده به انسانها منتقل ميشود. در واقع حجم آبي كه انسانها به صورت مجازي دريافت ميكنند به مراتب بيشتر از مصرف مستقيم آب توسط آنهاست. با توجه به عادات فرهنگي، رژيم غذايي و درآمد، مقدار آن براي هرفرد متفاوت ميباشد. شكل شماره1-6 شمايي از آبرانه يك انسان را نشان مي‌دهد.

حجم جهاني آب مجازي مبادله شده توسط كالاها در معاملات بين‌المللي، 1600 كيلومترمكعب در سال است كه از اين مقدار حدود 80 درصد به محصولات كشاورزي و بقيه به محصولات صنعتي مربوط مي‌شود.

به عنوان مثال سرانه آبرانه هر فرد در چين1930 ليتر، هند2690 ليتر، انگليس3400 ليتر، تركيه4430 ليتر، ايران4450 ليتر، تايلند6000 ليتر، آمريكا6800 ليتر و متوسط جهان3400 ليتر در روز ميباشد. به طور عموم، سرانه آبرانه كشورهاي توسعه يافته و ثروتمند بيشتر از كشورهاي در حال توسعه است.

در ادبيات آب مجازي، بالاخص زماني كه هدف، تجارت آب مجازي از طريق واردات و صادرات كالاها و خدمات مطرح باشد، اصطلاحاتي به كارگرفته ميشود كه به تعريف برخي از آنها در ذيل آورده شده است:

جريان آب مجازي: جريان آب مجازي بين دو كشور، عبارت از حجم آب مجازي انتقالي از طريق كالاها، محصولات و خدمات از يك كشور به كشور ديگر، به صورت مبادلات تجارتي است.

صادرات آب مجازي: عبارت از آب مجازي مرتبط با صدور كالاها يا خدمات، از يك كشور يا منطقه است و مقدار آن برابر با كل حجم آب مورد نياز براي توليد كالا و خدمات ازمحل منابع آب داخلي به منظور صادرات ميباشد.

واردات آب مجازي: آب مجازي كه به صورت كالا و يا خدمات به داخل يك كشور يا منطقه وارد ميشود را اصطلاحاً «واردات آب مجازي» ميگويند. مقدار آن نيز معادل كل حجم آب مصرف شده (در كشورهاي صادر كننده)، به منظور توليد آن كالا و خدمات ميباشد. از نقطه نظر، كشور وارد كننده، اين نوع آب به عنوان يك منبع اضافه بر منابع آب موجود داخلياش تلقي ميشود.

تراز آب مجازي: معادل تفاضل واردات و صادرات ناخالص آب مجازي طي يك مدت مشخص است. مفهوم تراز مثبت آب مجازي، درحقيقت بدين معناست كه ورود آب مجازي يك كشور از كشورهاي ديگر، بيشتر از مقدار صادرات آب مجازي به ديگر كشورهاست. برعكس آن به معني تراز منفي آب مجازي تلقي ميشود.

 تجارت جهاني كالاها، يك جريان بين المللي از آب مجازي را به وجود ميآورد. چنانچه كشوري محصولات پرمصرف آب به سايركشورها صادر كند به مثابه اين است كه آب را به طور مجازي به اين كشورها انتقال داده است و بدين ترتيب عملاً برخي از كشورها بخشي از نيازهاي آبي كشورهاي ديگر را تأمين ميكنند.

 كشورهاي كم آب ميتوانند با واردات محصولات آب بَر نظير مواد غذايي، آبي را كه براي توليد آن محصولات نياز است را در بخشهاي ديگر مصرف كنند. در حقيقت نقش اين مفهوم در مديريت مصرف آب از آنجا حائز اهميّت ميشود كه نشان ميدهد چگونه توسعه تجارت مواد غذايي و ديگر محصولات بر مبناي مزيت نسبي و استفاده بهينه از ظرفيتهاي موجود ميتواند علاوه بر دستيابي به منابع آب جهاني، سبب ارتقاء رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي شود. بر مبناي تئوري مزيت نسبي، كشورها در توليد محصولاتي تخصص پيدا كرده و درآنها متمركز مي‌شوند كه عوامل توليد براي توليد آن كالا در كشورشان فراوان باشد. بطور نمونه ايران در فاصله سالهاي 2000-1997 با واردات انواع محصولات كشاورزي در مصرف 37 كيلومترمكعب آب كه براي توليد همان محصولات در داخل نياز بوده صرفه جويي كرده است. آمارهاي دقيقتر نشان ميدهد كه توليد انواع غلات وارد شده به ايران در سال 1390 نيازمند 5/26 كيلومترمكعب از منابع آب داخلي بوده است كه در صورت توليد اين محصولات در داخل 27/8 كيلومترمكعب آن از طريق آبهاي تنظيم شده تأمين مي شده، در حاليكه توليد اين غلات در كشورهاي صادر كننده 64/10 كيلومترمكعب آب مصرف كرده كه 39/4 آن از طريق آب تنظيم شده بوده است. هرچند هنوز واردات مواد غذايي با هدف تجارت آب مجازي در ايران صورت نميگيرد ولي ميتوان با استفاده از الگوهاي جديد، براي ارزيابي جايگاه كشور از نظر مزيت نسبي در توليد محصولات كشاورزي و تغيير برخي از سياستهاي واردات و صادرات مواد غذايي با طرح برنامههاي بلند مدت و كوتاه مدت در چهارچوب منافع ملي علاوه بر رعايت اصول امنيت غذايي، منافع حاصل از آنرا در بخشهاي ديگر سرمايهگذاري كرد. ناهمگني منابع آبي در سطح كشور نشان دهندهي وجود پتانسيل تجارت مجازي آب در سطح درون كشوري است. تجارت درون كشوري آب مجازي با استفاده بهينه از منابع و ظرفيتهاي داخلي ميتواند از مصرف آب ملي بكاهد و ميزان توليد محصولات كشاورزي را افزايش دهد.

كشورهاي مختلف دنيا سهمهاي متفاوتي در تجارت مجازي آب دارند. عمده صادركننده آب مجازي كشورهاي ايالت متحده آمريكا، كانادا، استراليا، فرانسه، برزيل، آرژانتين و تايلند هستند و اين در حالي است كه كشورهايي مثل ژاپن، سريلانكا، ايتاليا، اسپانيا، مصر، چين، كره جنوبي و هلند به عنوان واردكنندگان اصلي آب مجازي محسوب مي‌شوند. با در دست داشتن حجم تجارت جهاني بين كشورها ميتوان بيلان منابع و مصارف آب هر كشوري را با لحاظ نمودن ميزان تجارت مجازي آب، محاسبه و برآورد نمود.لازم به ذكر است كه كشور ژاپن نه به دليل محدوديت منابع آبي بلكه به لحاظ محدوديت منابع خاكي (سطح خاك) ناگزير به واردات محصولات كشاورزي است و بدين لحاظ در زمره واردكنندگان آب تلقي ميگردد.

راه حل سنتي براي مقابله با مشكل كم آبي در مناطق خشك و نيمه خشك مانند ايران عبارت از سرمايهگذاري هرچه بيشتر در تأسيسات آبي به منظور افزايش عرضه آب بوده است. با توجه به اثرات زيست محيطي و عوارض جنبي اين راه حل  و افزايش سريع هزينه توليد و عرضه آب به نظر ميرسد كه راه حل مشكل آب در ايران تنها عرضه آب بيشتر نيست بلكه راه حل مؤثرتر عبارت است از اتخاذ سياستها و تدابيري كه ساختار اقتصاد و الگوي مصرف آب را تغييردهد. نظر به اينكه اهميّت اين گونه سياستها و تدابير كه به عنوان مديريت تقاضا نامگذاري ميشوند كمتر از سياستها و برنامههايي كه در جهت افزايش عرضه آب عمل ميكنند نيست، لازم است بيشتر از گذشته مورد توجه برنامهريزان توسعه قرارگيرد. به عبارت ديگر سياستهايي كه تغييرات ساختاري و انتقال و تخصيص مجدد آب را ميان مصارف و مناطق مختلف تسهيل نمايد بايد در آينده از الويت بيشتري برخوردار باشد، زيرا مسئله آب در ايران همانند ديگر مناطق خشك جهان بيش از هر چيز مسئله مديريت و سياستگذاري است.

منظور از تغييرات ساختاري و الگوي مصرف آب اين است كه هرگاه منطقهاي در مضيقه آب باشد بايد به توليد محصولاتي بپردازد كه از هر واحد آب،  بيشترين درآمد را توليد نمايد و محصولاتي را كه آب بيشتر و بازده كمتري در واحد آب را توليد ميكنند از مناطق ديگر وارد نمايد. از نظر تجارت خارجي نيز هرگاه كشوري با محدوديت آب مواجه باشد (مانند ايران) اقتصاديتر است كه محصولاتي را كه مقادير كمي آب مصرف نموده و ارزش اقتصادي بالاتر توليد مي‌نمايد با محصولاتي كه مقادير زيادي آب مصرف ميكنند مبادله نمايد. لازم به ذكر است كه ساختار كنوني اقتصاد به ويژه اقتصاد كشاورزي  ايران درست به عكس اين وضعيت سازماندهي شده است. در بيشتر مناطق كشاورزي كشور با محدوديت آب مواجه ميباشند الگوي كشت و در نتيجه مصرف آب به گونهاي است كه گويي در اين مناطق آب فراوان و بسيار ارزان است. گفتني است كه حتي اگر الگوي كنوني مصرف آب در ايران را به دلايل سياسي و اجتماعي بتوان توجيه نمود، توجيه اقتصادي آن روز به روز مشكلتر ميشود بنابراين به منظور بهرهبرداري اقتصادي لازم است الگوي مصرف آب در جهتي سوق داده شود كه بالاترين ارزش اقتصادي را براي اين منبع كمياب توليد نمايد. به منظور تحقق اين هدف، مقدار آب مورد نياز براي توليد مقدار معيني كالاهاي نهايي يا صادراتي ( برحسب ريال) و يا مقدار آب لازم براي توليد همان مقدار كالاي وارداتي در صورتي كه آن كالا در داخل توليد گردد ميتواند به عنوان يك معيار در تعيين ساختار توليد و تجارت در كشور مورد استفاده قرار گيرد.

 برای دیدن فیلم اینجا کلیک نمایید.

💦 آب مستقیم & آب مجازی

💧 مصرف واقعی آب توسط هر انسان چقدر است؟

💦 بیان تفاوت تحقق بهره وری در مصرف آب کشاورزی با عدم توجه به بهره وری مصرف آب در کشاورزی به زبان ساده

💦آب مجازی سهم گسترده ای در ردپای آبی تمامی ساکنان روی زمین دارد. در این  تصویر میزان آب مصرفی (آب مجازی) برای تولید یکی از محصول غذایی قابل مشاهده است.