نقش زنان در بهینه سازی مصرف

نقش زنان در بهینه سازی مصرف ۱۳۹۷-۷-۱۴ ۱۰:۱۰:۵۰ +۰۰:۰۰

نظر به اینکه سازمان ملل متحد از دهه 1970 بر نقش عمده زنان در فرآیند توسعه انسانی تاکید کرده، لذا این سازمان در حال حاضر در برنامه توسعه خود UNDP))، شاخص جدید توسعه انسانیGDI Gender Development Index)) را تعریف نموده که در آن صرفنظر از توجه به مولفه هایی نظیر میانگین سواد، طول عمر و درآمد افراد به عامل جنسیت نیز اهمیت داده شده است. این در حالی است که بررسی آمار و ارقام نشان میدهد که لزوم توجه به توان موجود و بالقوه زنان در فرآیند توسعه جهان همچنان تشخیص داده نشده و به نقش آنها به صورت اصولی پرداخته نشده است.

به هنگام تدوین برنامه های توسعه در کشورهای مختلف به منظور سیاستگذاری در چارچوب تحلیل جنسیت، اصولاً پنج نوع سیاست برای تغییر موقعیت زنان در جامعه بکار گرفته میشود که عبارتند از:

دیدگاههای رفاهی و خیریه، حقوق برابری، فقرزدایی، ایجاد کارآیی و توانمندسازی آنها.

از طرفی هر گاه نقش زنان در توسعه اقتصادی کشورهای مختلف بخواهد مطرح گردد، باید به چگونگی نقش آنها در بخشهای مختلف اقتصادی از جمله تولید، کشاورزی و خدمات توجه شود. زیرا سهم زنان و مردان را در درون هر یک از بخشهای مذکور نمیتوان یکسان در نظر گرفت و مناسب است که توزیع فعالیت اقتصادی زنان را در آنها با یکدیگر مقایسه نمود. اما در خصوص نحوه حضور زنان به ویژه در بخشهای غیرسنتی و نوین اقتصادی، عوامل متعددی از قبیل چگونگی درآمد سرانه، موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی قابل دسترس، توزیع جمعیت، نرخ باروری، نرخ شهرنشینی و مهاجرت نیروی کار، پیشرفتهای تکنولوژیکی، سوابق فرهنگی و تاریخی و … تاثیر دارد که باید به هنگام مقایسه تطبیقی جهت هر یک از کشورهای مورد مطالعه به دقت مورد توجه گیرد.

با توجه به ماهیت نیاز مصرف آب، زنان بیش از مردان از نبود و كمبود آب رنج می برند و بیش از مردان هم از مزایای در دسترس بودن آن بهره مند می گردند. به همین جهت در تعامل بیشتـــری با اجزاء تامین و توزیــع آب هستند. در مـوارد زیادی نیز جزء سیاست گزاران این كالای اقتصادی می باشند. این مهم به منزله حضور زن در مدیریت آب می باشد.

در بسیاری از جوامع، زنان بطور سنتی مسئولیت تامین آب، رفاه و بهداشت خانواده، مدیریت آب در مزرعه، مراقبت و مواظبت از احشام و دام را بر عهده دارند و برخی از آنان برای تامین آب خانواده و حیطه مسولیت خود بخصوص در روستاها، روزانه حتی تا حــدود 6 كیلومتر پیاده روی و روزی حدود 20 كیلوگرم، فقط برروی سرخــود آب حمل می نمایند (به اندازه حمل بار توسط یك مسافر با هواپیما). این فعالیت های طاقت فرسا، فرصت تحصیل علم، كسب درآمد مناسب، امكان تفریح و استراحت را از زنان می گیرد. اما با این وجود نقش زنان در مدیریت آب در بسیاری از جوامع نادیده گرفته می شود. تعداد زنان فقیر در دنیا از مردان فقیر بیشتر است. تبعات این فقر مجال انتقال فرهنگ صحیح مدیریت آب را به نسل بعدی نمی دهد.

یكی از گزارش های ارایه شده به كنفرانس جهانی زنان در سازمان ملل متحد در سال 1995 در خصوص زنان، محیط زیست و حقوق آب می گوید:

2/2 میلیون نفر دركشورهای درحال توسعه هرساله در اثر عدم دسترسی به آب سالم دچار مرگ و میر می شوند، اغلب این افراد كه كودكان هستند، دچار بیماری های ناشی از عدم دسترسی به آب سالم می شوند. با توجه به اینكه در بسیاری از جوامع، هسته اصلی فعالیت و مسئولیت بطور سنتی به دوش زنان می باشد. این مسولیت ها، تهیه آب، پخت و پز، امور بهداشتی خـــانواده و فعالیت های تامیـــن و آماده سازی غذا را شامل می شود. تحمل بار مسئولیت و مشقت این امر اكثراً بر زنان تحمیل می شود. در آفریقا 90% وقت خانم ها به همین امور می گذرد كه مفهوم آن بازماندن از فعالیت های دیگر منجمله تحصیل می باشد.

همینطوریكه محیط زیست رو به نابودی می رود، زندگانی زنان نیز بطور فزاینده ای آسیب پذیر می شود. برای مثال در دسترس بودن و قرار دادن تاسیسات بهداشتی در نزدیك محل زندگی زنان تاثیر بسیار زیادی بر روی سلامت آنها دارد ولی در بسیاری از جوامع این امر عملی نیست و زنان بایستی مسافت های طولانی راجهت استفاده از این تاسیسات بپیمایند. در بسیاری از موارد اینكار ریسك پذیری بالایی را در ارتباط با سلامتی شخصی آنها بدنبال دارد. در بعضی از مواقع بعلت فاصله های بسیار زیاد این تاسیسات از محل زندگی زنان، آسیب پذیری هایی وجود دارد. در بسیاری از مناطق كشاورزی، زنان و دختران مجبورند برای تامین نیازهای آب و بهداشت، صبح های بسیار زود بیدار شوند و مكرراً رنج طی مسافت های طولانی را بپذیرند. در بسیاری از مراكز شهری هم كه تعداد زنان فقیر زیاد است. مشكل كمبود تاسیسات بهداشتی آب مشكلات و مشقات خود را به آنان تحمیل می كند.

برای مثال از هر ده دختر در آفریقا یكنفر بعلت عدم وجود تاسیسات بهداشتی و عدم وجود آب سالم به مدرسه نمی رود و اینگونه تاوان ها برای بدست آوردن آب در زندگی بسیاری از زنان دنیا وجود دارد.

علیرغم این همه تلاش، مشاركت و مسئولیت پذیری خانم ها، علت عدم حضور كافی آنان در تدوین و تصویب سیاست های كلان آب در چیست؟ برخی از نظرات بر این امر استوار است كه پایین بودن تعداد و همچنین سطح آموزش زنان در امر دانش و تحصیلات تخصصی مربوط به آب از جمله علل می باشد. البته سطح دانش زنان روز به روز در دنیا در جهت رشد حركت می كند و زنان زیادی اكنون در مشاغل تحقیقاتی، علمی، مدیریتی و در تشكل های NGO فعالیت دارند. بعنوان نمودی در این خصوص به آماری در كشور پاناما می توان اشاره كرد كه درصد خانم هایی كه در رشته مهندسی آب در دهه 1970 تحصیل كرده اند حدود 2% بوده و اكنون به حدود 46% رسیده است.

البته رشد تحصیلات و رشد آگاهی مختص كشورخاصی نبوده و تقریبا حالت فراگیر دارد. در سمیناری كه درپایان سال 1382 در شهردوشنبه تاجیكستان برگزار گردیده است، برخی از پژوهشگران تاجیكی برآن شده اند تا آب را از دیدگاه جنسیت هم مورد توجه قرار دهند و درصدد ارایه ماده قانونی مبنی بر مدیریت آب بر مبنای جنسیت به پارلمان این كشور برآیند.

تامین آب سالم و مراعات اصول بهداشت محیط زیست جزء اقدامات حیاتی برای حفاظت محیط زیست ، ارتقاء سطح تندرستی و مقابله با فقر می باشد . علاوه بر آن دسترسی به آب سالم برای بسیاری از فعالیتهای مذهبی ، سنتی و فرهنگی الزامی است . طبق برآوردها 80 % امراض و بیش از یک سوم مرگ و میرها در ممالک در حال توسعه ناشی از آب آلوده می باشد و به طور متوسط یک دهم وقت مفید هر شخصی در اثر بیماریهایی تلف می شود که منشا آن به آب برمی گرد. زنان به عنوان استفاده کننده عمده و نگهداری کننده از خانه و خانواده در بهداشت و سلامتی نقش مهمی را ایفا می کنند که خصوصا به آم وزش بهداشت مربوط می گردد . در این خصوص زنان اصول اولیه بهداشتی را به فرزندان خویش می آموزند و نیز با آموزش و ارتباط با دیگران در جامعه مفید واقع می شوند.

آب ناسالم و آلوده یکی از علل اساسی بروز مشکلات در سلامت انسان است . در مناطق حاره و مرطوب مشکل مضاعف ، شرایط آب و هوایی است که موجبات بروز عوامل بیماری زای انسانی را فراهم می سازد . در میان امراض ناشی از آب می توان از اسهال نام برد گه بسیار شایع بوده و از طریق مصرف آب آشامیدنی و یا آب مصرفی در تهیه مواد غذایی حاصل می شود . سایر امراض توسط حشرات ناقل که زیستگاه آنها آب است منتقل می شود نظیر کرمهای شیستوزوم که توسط حلزون و مالاریا که از طریق پشه آنوفل به انسان سرایت می کند . بعضی از امراض نیز نتیجه عدم رعایت بهداشت کافی و عدم شستشو حاصل می شوند.

بنابراین در مورد بهداشت نیز نقش زن از دو جنبه می تواند اهمیت داشته باشد :

– جلوگیری از ورود فاضلابهای کشاورزی و خانگی به منابع آب

– رعایت اصول اولیه بهداشت و انتقال آن به جامعه و نسل فردا

بدون شک خصوصیات شخصیتی زن در اجرای اهداف بهداشتی بسیار مثمرثمرتر از خصوصیات مردان می باشد.

به طور کلی سه محل عمده مصرف آب شامل کشاورزی ، شرب و صنعت در جامعه امروز وجود دارد . با توجه به جمعیت زیاد روستاییان و وجود اراضی زیر کشت وسیع ایران قسمت عمده آب در این بخش صرف می شد . ساختارخانواده های روستایی خصوصا مناطق شمالی ایران به گونه ای است که نقش زنان در فعالیتهای کشاورزی بسیارپررنگ تر از مردان به شمار می رود . از طرفی از نظر تحصیلاتی و دانش شرایط برای ارتقاء سطح فرهنگی و دانش درارتباط با مصرف آب در این مناطق هنوز به شکل مطلوب وجود ندارد . بنابراین می توان گفت با بها دادن به مسائل فرهنگی در مورد زنان از طریق رسانه های عمومی بتوان به یک مدیریت کارا در مصرف آب کشاورزی رسید.

در مورد سیستم مصرف آب شرب ، زنان موثرتر ین جزء در مدیریت مصرف می باشند . چنانچه سهم زنان در فعالیتهای روزانه آنان شامل آشپزی ، شستشو ، بهداشت و … شاخص تر بوده است که در این مورد نیز القاء رفتارهای دلخواه و مناسب می تواند نتایج قابل قبولی را داشته باشد.

چنانچه دیده شد مدیریت منابع آب به نوعی ایجاد تعادل در مورد عرضه و تقاضای آب می باشد که در این موردتقاضای آب به عنوان نیمی از مدیریت منابع آب در گرو نقش زن در مدیریت مصرف در دو بخش کشاورزی و شرب می باشد . بنابراین مهجور بودن زن در عرصه های گوناگون مدیریتی منابع آب و عدم توجه به نقش فراگیر آن درانتقا ل رفتارهای دلخواه به نسلهای آینده و همچنین اجرای سیاستهای آبی کشور در بخشهای مصرفی می تواند منشاء خسارات فراوانی باشد.

توسعه پایدار عبارت است از تامین نیازهای امروز بدون کاستی از توانمندیهای نسلهای فردا برای تامین نیازهای خود .شاید تعریف فوق را بتوان جامع ترین و خلاصه ترین تعریف کلی از توسعه پایدار منابع تلقی کرد . تعریف از سه رکن اساسی نیازهای امروز ، نسلهای فردا و توانمندی در تامین نیازها تشکیل شده است . چنانچه دیده شد زنان نقش اصلی را در مدیریت مصرف بازی می کنند . بنابراین نوع نگرش زنان و سطح فرهنگی آنان می تواند یکی از سه رکن اساسی تعریف توسعه پایدار را پوشش دهد . توانمندی ، دیگر رکن توسعه پایدار بیشتر با تعاریف منطقی از نیازها و شکل صحیح اجرا از سوی مصرف کنندگان اصلی سهل الوصول تر خواهد بود . در مورد نسل های فردا نیز زنان به عنوان به وجود آورنده و پرورش دهنده آنها می توانند به بهترین شکل القاءدهنده رفتارهای دلخواه به نسل فردا در چگونگی تامین نیازهای خود و مهمتر از آن نوع نگرش آنها به مقوله مدیریت منابع آب و توسعه پایدار باشد.

همانطور که اشاره شد در ایران خصوصا مناطق شمالی ، بسیاری از زنان به عنوان زارع و کشاورز بر روی زمین کار می کنند و مسئول تامین آب کافی برای محصولات و حیوانات تحت مسئولیت خود هستند . روشهای سنتی آبیاری مزارع که بر اساس دانسته هایی از منابع آب محلی و نیازهای گیاهان مختلف ب نا شده ، نسل به نسل منتقل گردیده است . به عنوان نمونه وجود زنان در تولید برنج بسیار اهمیت دارد . زنان به طور سنتی عهده دار اعمال مربوط به نشا ، وجین ، درو و غربال کردن و به طور کلی تمامی فرایند مربوط به کشت این محصول می باشند . بررسی ها نشان می دهد که در اکثر یت مواقع کشاورزان برنجکار زن در مقایسه با کشاورزان مرد ، از پروژه ها نفع کمتری می برند و در این پروژه ها از اطلاعات زنان در مورد شرایط محلی بهره گرفته نمی شود و پروژه ها غالبا توسط مهندسان و یا سایر افراد متخصص طراحی می شود که آنان نیز اهمیت زنان را در زراع ت نادیده انگاشته و با مشاوره نکردن با آنها از دانش آنان بهره نمی گیرند . در اینجا ذکر یک نمونه عملی خالی از لطف نمی باشد . در گامبیا پروژه افزایش تولید برنج

که با استفاده از مردابهای کشت نشده گیاه خودروی شاه پسند اجرا گردید ، می توانست از طریق تحقیق در سیستم زراعت و نقش زنان و نیز مشاورتهای اولیه با آنان با موفقیت همراه باشد بطوریکه در مباحثات مختلف گه نهایتا با زنان انجام گرفت مدیریت پروژه از اطلاعات زنان در امر زراعت برنج و بخصوص در رابطه با مسائل آب و سطوح نمک در شگفت شد . مطالعه فوق پروژه دیگری را در زنگبا ر مدنظر قرار داد که بر خلاف پروژه قبلی نمونه مثبت دخالت زنان را مورد بررسی قرار داده است . در این پروژه زنان نیمی از اراضی تحت اجاره را که ثبت شده بود آماده کردند و بدین ترتیب از آب مطمئن تری بهره گرفته و در فصل خشک محصول بیشتری را به دست آوردند . ضمنا نقش مسلط زنان در تولید برنج از همان ابتدا شناخته شد و زنان در تصمیم گیریها در سطح خانواده و پروژه مشارکت داده شدند . بنابراین اطلاعات زنان یکی از اجزای حیاتی مدیریت منابع آب محلی است و به همین دلیل زنان باید در  پروژه های آبی روستایی به طور کامل مشارکت داده شوند.

چگونه می توانیم در دنیای بدون آب فردا بسر بریم و با چالش مصرف محدود آب روبرو شویم ومصرف را کاهش دهیم و جمعیتی را با کمترین دسترسی به آب اولیه مورد نیاز خود بوجود آوریم؟

تا زمانی که زنان بیشتر از نیمی از غذای کره زمین را تامین می نمایند، نقش مهمی در این مسئله خواهند داشت و به همین دلیل بیشتر از لحاظ اجتماعی و اقتصادی پیامدهای کمبودهای آب و آلودگی آب را متحمل می شوند .غربت خشکسالی و تجربه تلخ تشنگی ره آورد استفاده نادرست از منابع آب است . به منظور حل مشکل طولانی مدت آب کره زمین، زنان باید نقش مهمی برای تصمیم گیران مسایل زیست محیطی کشورها ایفا کنند .هر زمان زنان از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قوی شوند، زندگی خود و کشورشان پیشرفت خواهد کرد .قوی شدن زنا ن از طریق آموزش و برنامه های تنظیم خانواده اختیاری امکان پذیر است .از طریق برنامه تنظیم خانواده و مراقبت های بهداشتی اولیه، زنان و خانواده ها , بهتر قادر خواهند بود، اندازه و میزان جمعیت خانواده خود را انتخاب کنند و به طور طبیعی و معمولی، در خانواده های کوچکتر و سالمتر، بهتر می توان زندگی کرد .زنان ، شرایط لازم را برای ارتقای دسترسی به آب سالم برای همه افراد جامعه ایجاد می نمایند. چه باید کرد؟

تشویق تصمیم گیران برای حمایت ازسیاست های تنظیم خانواده و طراحی برنامه های کاهش مصرف منابع محدود آب، از طر یق آموزش و تغییر فرهنگ مصرف به مصرف بهینه آب در سراسر جهان مهمترین کاری است که ما می توانیم انجام دهیم .جهانی فکر کنیم و محلی عمل نماییم .صرفه جویی در مصرف فردی آب نقش قابل ملاحظه ای در زنجیره مصرف خانگی آب در اکثر نقاط جهان ایفا می کند .

چرخه توليد در كشور ما همچون ساير جوامع بيشتر در دست مردان و چرخه مصرف در دست زنان است پس زنان ما در مصرف و صرفه‌جويي منابع بيشتر از مردان مي‌توانند مؤثر باشند.

مهمترين گام در الگوسازي براي صرفه‌جويي،‌ تبليغات مناسب و درست است به شرط اينكه اين تبليغات هم در زمينه‌ مصرف مواد غذايي براي خانواده‌ها و هم درباره سوخت و منابع انرژي براي كل جامعه باشد.

نحوه مصرف زنان، الگوي مصرفي جامعه و ميزان مصرف را جهت مي دهد، چشم و هم چشمي ها عاملي براي مصرف گرايي است و ‌نقش زنان در کنترل اين مصرف گرايي بسيار موثر است.

زنان جامعه بايد آگاهي لازم را در مورد اصلاح الگوي مصرف پيدا کنند و با روحيه احساس تکليف و مسووليت و برنامه ريزي صحيح مصرف خانواده ها را جهت دهند.

زنان جامعه بايد تاثير صرفه جويي را به طور ملموس ببيند تا سريعتر در جريان اصلاح الگوي مصرف وارد شوند و نيز علاوه بر انگيزه معنوي، انگيزه مادي براي آنان ايجاد شود تا در اقتصاد جامعه هم سهيم باشند.

زنان هم در مصرف مواد غذايي و هم در مواد ديگر بايد مديريت داشته باشند چرا كه بيش‌ترين اسراف در خانواده‌ها به دست زنان است ، زنان با ايجاد الگوي درست مصرف از اسراف در منازل مي‌توانند جلوگيري كنند.

با توجه به نقش وسیع زنان در اداره امور خانواده، نقش اقتصادی وتولیدی و تعامل های زیست محیطی آنان كه لازمه همه این موارد دسترسی به آب سالم و مناسب می باشد، زنان بیشتـــر از مردان در معرض اثرات نامساعد كم آبی قرار می گیرند.

جایگاه زنان در مدیریت بحران آب تهران در سال 1380 كه ناشی از درك صحیح آنان از واقعیت ها و احساس مسئولیت در ایجاد زمینه نسبتاً عادلانه تامین آب بود، موجب تقویت مدیریت بحران آب در كلان شهر تهران گردید. زنان در بخش آب تهران در دو محور اساسی تامین و توزیع آب نقش بنیادی دارند. از زمانی كه چرخه تامین آب شكل می گیرد تا زمانیكه مرحله مصرف آب به پایان می رسد زنان در كسوت های مختلف كارشناس، معلم، مربی، مدیر، NGO و … نقش اساسی دارند.

در كشــور ما اگر چه با محدویت عمومـــی منابع آب و در مناطقـــی همچون استان تهران با محدودیت گسترده تری روبر می باشیم. اما كشور از حضور زنان تحصیل كرده، با تجربه و نقش آفرین در ابعاد اجتماعی و مدیریت خانواده برخوردار است. این امر موقعیت بسیار خوبی را برای بهره گیری در عرصه مدیریت آب در كشور و در استان تهران بوجود آورده است. خوشبختانه قدم های نخستین نیز در این خصوص برداشته شده است و جنبه های جذب و مشاركت نیز پدیدار گشته است.

با توجه به آنچه كه ذكر گردید و تجربیات حاصل از مشاركت و عملكرد رو به رشد زنان در امر مدیریت آب، در جهت تقویت این بنیان پیشنهاد های زیر ارایه می گردد:

  • برنامه ریزی و كمك به امر آموزش زنان در رشتههای فنی و تخصصی مربوط به آب.

  • استفاده از متون و دروس خاص در طول دورههای آموزشی پایه و دبیرستانی.

  • ایجاد دورههای تخصصی كوتاه مدت در زمینه های مدیریت آب برای زنان بخصوص شاغلین در عرصه فعالیتهای آب.

  • گسترش و استمرار آموزشهای عمومی با انتخاب كانون های جمعیتی (مجتمع های مسكونی).

  • ایجاد NGOهای زنان جهت فعالیت در عرصه های آب و بهداشت آب و مـــوارد زیست محیطی.

  • ایجاد تشكلهای زنان شاغل در دستگاه های دولتی وابسته به دولت.

  • ترغیب زنان به حضور در انجمنها و NGOهای مربوط به آب و محیط زیست با استفاده از برنامه های آموزشی و اطلاع رسانی و واگذاری نقش های فعالتر به آنان.

  • تهیه برنامههای تلویزیونی خاص آب ومحیط زیست با حضور ومشاركت زنان.

  • ایجاد تمهیدات لازم توسط سازمانها و بخصوص شورای شهر برای برگزاری نمایشگاه ها و نشست های زنان در امر آب.

  • انجام بازدیدهای مستمر از تاسیسات آب و فاضلاب.

  • عضوگیری و صدور كارت رابط آب با دستورالعملهای مشخص برای زنــان در مجتمع ها و مراكز عمده مصرف و همچنین مدارس دخترانه و ارسال نشریات و اطلاعات منظم برای آنان و دعوت به نشست های گروهی در مقاطع مختلف.